سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
دیار عشق
خداوند، خونخواهِ [بحقّ] است و خونخواهی [بحق] را دوست دارد . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
 

یکشنبه 14 آبان 85 , ساعت 8:28 صبح

 مطالب زیر از وبلاگ رضا لک زایی دانشجوی آزاده از حادثه تاسوکی است


         ساعت از نه گذشته بود. معصومه کوچولویه سه ماهه خیلی گریه می کرد نمی دانم چرا . زهرا (خواهرزاده ی کلاس اولیم ) روی پاهای من – در حالی که دستانم چون حلقه ای برگردنش بود - نشسته   ، به مادرش که کنارم مشغول صحبت با من بود گفته بود : چند ماه است دایی را ندیده ام می خواهم پیش دایی باشم و به قولی اذن گرفته بود . مسلم ، برادرزاده ام ، سمت راست کنار عمه اش . دامادم و آقای راننده گرم صحبت . راننده می گفت که من تو خط کار نمی کنم ، خانمم و بچه کوچکم را فرستاده ام زابل ،خانمم به من گفته تنها نیایی . ومعصومه همچنان گریه می کرد .




لیست کل یادداشت های این وبلاگ